
به گزارش صنعت ساختمان، شوکهای اقتصادی، التهابات اجتماعی و تنشهای نظامی، همواره نخستین و عمیقترین تاثیر خود را بر سفره مردم و زنجیره تامین اقلام حیاتی میگذارد. در چنین بزنگاههایی، احتکار، خریدهای هیجانی و اختلال در توزیع میتواند امنیت روانی و غذایی جامعه را با تهدید جدی مواجه کند.
در این شرایط، نقش دولت به عنوان تنظیمگر بازار و ضرورت استفاده از ابزارهای هوشمند برای مدیریت بحران بیش از پیش برجسته میشود. با توجه به نقش کلیدی و اثباتشده سامانه «رهآوا» در مدیریت هوشمند زنجیره تامین و توزیع عادلانه اقلام اساسی، برای واکاوی دقیقتر این موضوعات به سراغ کیوان توکلی دستجردی مدیرعامل شرکت تامین اول رهآوا مجری سامانه هوشمند توزیع اقلام اساسی رهآوا رفتهایم و به بررسی عمیق چالشهای تامین کالای اساسی در شرایط اضطراری، نقش فناوری در مقابله با احتکار و اهمیت حیاتی پدافند و تابآوری سایبری در سامانههای تنظیم بازار پرداختهایم.
آقای دستجردی در سالی که گذشت، کشور با التهابات و حتی شرایط خاص جنگی و منطقهای مواجه بود. این دست از بحرانهای امنیتی و اجتماعی چه چالشهای جدیدی را به حوزه تامین و توزیع کالاهای اساسی تحمیل میکند و در چنین شرایطی، دولت دقیقاً چه نقش و وظیفهای بر عهده دارد؟
در سالی که گذشت، کشور با شرایط پیچیدهای از جمله التهابات اجتماعی و محدودیتهای انرژی مواجه بود که بخش زیادی از کسبوکارها را دچار نقصان کرد.
این محدودیتها، تامین کالاهای اساسی و توان خرید مصرفکننده را با چالشهای جدی روبهرو ساخت. طبیعتاً این مسائل در حالت عادی نیز برای کشور چالشبرانگیز است، اما با بروز شرایط جنگی و بحرانی، ابعاد جدیدی پیدا میکند که هم بخش خصوصی، هم دولت (به عنوان تنظیمگر) و هم مصرفکنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد.
در این شرایط، وظیفه اصلی و ذاتی دولت «تامین امنیت غذایی» است؛ به این معنا که مواد غذایی سالم را به صورت کافی و در دسترس، در اختیار آحاد جامعه قرار دهد. مدیریت این بازار برای دولت دو رکن اساسی دارد: نظارت بر کانالهای تامین کالا از منظر «فراوانی» و در درجه دوم، نظارت بر «تناسب قیمت» تا کالا برای مصرفکننده نهایی قابل خرید باشد.
در شرایط جنگی و بحرانی، به دلیل نگرانی مردم از احتمال بروز قحطی، رفتارهای هیجانی به صورت اجتنابناپذیری شکل میگیرد. در این مقطع، «احتکار خانگی» رخ میدهد و تقاضا در روزهای ابتدایی به شدت بالا میرود. از سوی دیگر، بخش خصوصی نیز نگران میشود که اگر تمام کالاهای در اختیار خود را بفروشد، ممکن است از موج افزایش قیمتهای آتی جا بماند و برای تامین نقدینگی و تداوم فعالیت خود دچار مشکل شود. در اینجا دولت موظف است ضمن رساندن کالا به دست مصرفکننده، با ارائه اطمینان از وفور کالا و ثبات قیمتها، با احتکارها و گرانفروشی مقابله کند. تحقق این امر نیازمند ابزارهای نوین تنظیمگری است.
در چنین اتمسفر پرالتهابی، ابزارهای نوین و سامانههای هوشمندی نظیر سامانه رهآوا چطور میتوانند به عنوان بازوی اجرایی دولت عمل کنند؟ آیا پیش از این تجربه موفق و ملموسی در کنترل بحران داشتهاید؟
سامانهها و فناوریهای جدید میتوانند در رصد جریان کالا از ابتدا تا انتهای زنجیره، سرعتبخشی به توزیع، مبارزه با احتکار، جلوگیری از خروج کالا از شبکه و مدیریت توزیع بر اساس تراکم جغرافیایی و جمعیتی به دولت کمک کنند.
سامانه «رهآوا» با ابزارهایی که در اختیار دارد، قادر است در سطح هر استان اشراف کاملی بر موجودی کالاها داشته باشد و میزان توزیع را متناسب با تقاضای احصاشده مدیریت کند. این سامانه با نظارت بر عملکرد واسطهها، مباشران و عمدهفروشان، جلوی احتکار را گرفته و با مکانیزم سهمیهبندی، تضمین میکند که کالا عادلانه به دست همه مردم برسد، نه صرفاً کسانی که زودتر مراجعه کرده یا ارتباطات بهتری دارند.
پایه این سیستم با سامانه مرجع «رهتاب» در سال ۱۳۹۸ و همزمان با شیوع کرونا و تحریمهای شدید ناشی از فشار حداکثری شکل گرفت. در آن زمان که دولت در تامین فراوانی و تنظیم قیمتها با چالش مواجه بود، ما در استان اصفهان طرح سهمیهبندی را اجرا کردیم. در این سیستم، ملاک تخصیص کالای جدید به خردهفروشان، شفافیت آنها در توزیع سهمیههای قبلی بین مردم است. این روند سیستماتیک، سلامت توزیع در انتهای زنجیره را تضمین میکند. همچنین سهمیه بخش صنف و صنعت به صورت مجزا تخصیص مییابد و هیچ بخشی نمیتواند از سهمیه بخش دیگر استفاده کند.
با توجه به این قابلیتها، در حال حاضر گستره نفوذ سامانه در سطح کشور چگونه است؟ در حال حاضر چه اقلامی از طریق این بستر هوشمند در حال مدیریت و توزیع هستند؟ آیا سبد کالایی سامانه توسعه یافته است؟
در حال حاضر، برای پیادهسازی سامانه مصوبات دولتی لازم را اخذ کرده و با بیش از ۲۰ استان کشور قرارداد همکاری داریم. تا این لحظه، سامانه در ۱۴ استان به صورت عملیاتی مستقر شده یا در مرحله شروع به کار است. تجربه نشان داده است در استانهایی که سامانه به صورت جامع و کامل پیادهسازی شده، مزایای آن به وضوح قابل مشاهده است؛ موضوعی که هم در بازخورد کاربران و هم در گزارشهای رسانهای تایید میشود. فعالیت مستمر و رو به رشد سامانه در ۵ سال گذشته، گواه روشنی بر تثبیت جایگاه آن و وجود تقاضای روزافزون برای توسعه این ابزار در سطح کشور است.
در سالی که گذشت، هسته مرکزی سامانه «رهآوا» به بلوغ کامل رسید و سبد کالاهای تحت مدیریت آن به ۱۰ قلم کالای اساسی توسعه یافت. امروز علاوه بر زنجیره مرغ، توزیع تخممرغ خوراکی، اقلام اساسی سبد خانوار (مانند برنج، قند، شکر و روغن خوراکی؛ اعم از تامینشده توسط دولت یا تولیدِ بخش خصوصی) و همچنین نهادههای کشاورزی (شامل بذر، کود و سم) در دستور کار قرار گرفته و در بستر سامانه در حال مدیریت است.
برخلاف برخی تصورات عمومی، بروز شوکهای کلان مانند «حذف ارز ترجیحی» و «جنگهای تحمیلی»، تمایل و نیاز دولت به استفاده از ابزارهای نوین مدیریت و تنظیم بازار را به شدت افزایش داد. در ماههای گذشته با موجی از تقاضا مواجه بودیم که منجر به عقد قراردادهای جدید شد؛ به طوری که پس از جنگ اخیر، تعداد استانهایی که توزیع اقلام اساسی خود را به بستر سامانه ما منتقل کردهاند، از یک استان به پنج استان جهش یافت و اولویت اصلی در جذب استانهای جدید نیز مدیریت همین اقلام حیاتی است.
با توجه به قابلیتها و زیرساختهایی که به آن اشاره کردید، مشخصاً در جریان جنگ اخیر عملکرد سامانه «رهآوا» چگونه بود؟ آیا این سامانه توانست در دل این شرایط بحرانی، کارایی خود را در عمل نشان دهد و پایداری شبکه توزیع را حفظ کند؟
برای پاسخ به این سوال، بهترین راه استناد به آمار عملکرد سامانه در ۴۰ روز جنگ اخیر، یعنی از ۱۰ اسفند تا ۲۰ فروردین است. در این دوره بحرانی، شبکه کاربران فعال ما شامل ۵۴۰۰ کاربر اصلی در حلقههای مختلف اعم از تولیدکننده، تامینکننده، عمدهفروش و خردهفروش بود. سبد کالاهای تحت پوشش ما در این ایام شامل مرغ زنده، گوشت مرغ، برنج، شکر و روغن تنظیم بازار، و همچنین گوشت مرغ و گوشت قرمز منجمد میشد.
در این مدت مجموعا ۱۰۳ هزارتن کالا در بستر سامانه توزیع شد؛ با وجود شرایط جنگی، ما موفق شدیم روزانه بهطور میانگین ۳۴۰۰ تن از این کالاهای اساسی را در بستر سامانه توزیع کنیم؛ جالب اینجاست که بالاترین رکورد توزیع ما دقیقاً در روز ۱۵ فروردین به ثبت رسید.
این آمار نشان میدهد که سامانه توانسته نقش کلیدی خود را در حفظ امنیت غذایی و جلوگیری از ایجاد خلل در زنجیره تامین بهخوبی ایفا کند. برای تضمین پایداری این چرخه، با وجود تمامی تعطیلات رسمیِ تقویم در این ایام، همکاران ما تنها در روز یکم فروردین تعطیل بودند؛ بهطوریکه تیم پشتیبانی سامانه در مجموع ۶۲۰ ساعت به صورت بیوقفه ( در دوشیفت صبح و عصر) فعال بود و در این مدت به حدود ۷۷۰۰ تماس با مجموع زمان ۲۶۰ ساعت مکالمه پاسخ داد تا بهطور مستمر پیگیر و برطرفکننده نیاز کاربران باشد.
به عنوان سوال پایانی؛ یکی از بزرگترین نگرانیها در شرایط جنگی، حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی است. سامانهای که شریان توزیع غذای مردم را در دست دارد، در صورت قطع اینترنت یا بروز حملات، چگونه از فروپاشی شبکه توزیع جلوگیری میکند؟
تجربیات ناشی از جنگهای اخیر، از جمله جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که سامانههای چندپاره و فاقد معماری بحران، بهشدت در برابر حملات سایبری آسیبپذیرند و میتوانند امنیت غذایی کشور را مختل کنند. این شرایط ضرورت استفاده از شبکه ملی اطلاعات و طراحی سامانهها بر مبنای معماری «حلقه بسته» (Closed-Loop) را روشن ساخت؛ معماری هوشمندی که در شرایط عادی بهصورت یکپارچه عمل میکند، اما هنگام بروز بحران و قطعی ارتباطات، بلافاصله ایزوله شده و بدون توقفِ رسالتِ خود، به توزیع مستقل کالا ادامه میدهد.
بر اساس همین رویکرد پدافندی، سامانه «رهآوا» استقلال ساختاری را در دستور کار قرار داد تا هر استان بتواند نیازمندیهای زنجیره تامین خود را بهصورت کاملاً بومی و مستقل مدیریت کند. در این راستا، با اخذ گواهینامههای امنیتی، متنوعسازی زیرساختهای داده و انتقال کامل خدمات به شبکه ملی اطلاعات، فضایی امن و پایدار برای تداوم فعالیت بخش خصوصی در دل بحرانها فراهم شده است.
نتیجه این معماری پدافندی و استقلال ساختاری که از ابتدای سال ۱۴۰۴ در دستور کار قرار دادیم، ثبت رکورد پایداری (Uptime) ۱۰۰ درصدی در آزمونهای دشواری مانند جنگ ۱۲ روزه و التهابات دیماه بود؛ با این حال، هرچند در جریان جنگ اخیر و حملات صورتگرفته به منطقه استقرار بخشی از زیرساختهای فیزیکی سرورها با قطعی موقت دسترسی مواجه شدیم، اما به پشتوانه تدابیر امنیتی که از قبل اندیشیده شده بود، تمامی دادهها در سلامت کامل حفظ شد و با تلاش شبانهروزی تیم فنی و زیرساخت، سامانه در کمتر از یک روز کاری مجدداً عملیاتی گردید؛ لذا خوشبختانه اختلالی در روند فعالیت کاربران و فرایندهای اجرایی استانها ایجاد نشد و توانستیم از این بحران در کوتاهترین زمان ممکن عبور کنیم.
ما اصل «شفافیت» را در دستور کار قرار دادیم؛ همانطور که پیشتر اشاره کردم، زمانی که سرورهای ما بر اثر حملات با اختلال مواجه شد، این موضوع را صادقانه و بیپرده با کاربرانمان در میان گذاشتیم و در کنار آنها ماندیم تا اینکه در کمتر از ۴۸ ساعت، کل شبکه مجدداً به مدار خدمترسانی بازگشت.
این تجربه ثابت کرد که با وجود همه این شرایط سخت، در صورتی که سامانه بتواند زیرساخت فنی و امنیتی مناسبی را بهدرستی طراحی و پیشبینی کند، در دل بحرانها نیز میتواند پاسخگوی نیاز کاربران باشد و نقش حیاتی خود را در تامین امنیت غذایی و پایداری زنجیره توزیع کالاهای اساسی ایفا کند.







