
به گزارش صنعت ساختمان، روزها در تقاطع سیاست و اقتصاد ایستاده است؛ جایی که هر خبر دیپلماتیک، هر توییت سیاسی و هر سیگنال خارجی میتواند مسیر قیمتها و رفتار بازیگران بازار را دستخوش تغییر کند. ادعای اخیر دونالد ترامپ درباره اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه تجارت با ایران، اگرچه در ظاهر یک تصمیم اقتصادی بهنظر میرسد، اما در عمل بیش از هر چیز بار روانی و انتظاری را به بازار تزریق کرده است. این موضوع در شرایطی مطرح میشود که همزمان مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در جریان است و فضای بازار داخلی، بهویژه در حوزه آهن آلات و فولاد، در وضعیت شکنندهای از انتظار و احتیاط قرار دارد.
دیپلماسی نیمهکاره و سایه سیاست بر بازار فولاد
دور جدید مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط، اگرچه بدون دستیابی به چارچوب مشخص به پایان رسید، اما پیام مهمی برای بازارها داشت: مسیر دیپلماسی همچنان باز است، اما پرابهام و پرهزینه. توافق محدود دو طرف بر سر «ادامه مذاکرات» از یکسو، و اعمال همزمان تحریمهای جدید وزارت خزانهداری آمریکا از سوی دیگر، سیگنال متناقضی به فعالان اقتصادی مخابره کرد. این دوگانگی، بهویژه برای بازاری مانند آهن آلات که بهشدت تحت تأثیر انتظارات روانی است، به معنای افزایش احتیاط و کاهش ریسکپذیری بود.
در چنین فضایی، بازار فولاد نه با شوک تقاضا مواجه شد و نه با جهش عرضه؛ بلکه در وضعیتی ایستاد که معاملهگران ترجیح دادند بهجای تصمیمگیریهای هیجانی، تحولات سیاسی را رصد کنند. همین رفتار محافظهکارانه را میتوان در نوسانات محدود اما جهتدار قیمت برخی محصولات مشاهده کرد؛ نوساناتی که بیشتر از آنکه ریشه در متغیرهای بنیادین داشته باشد، بازتابی از فضای انتظاری بازار بود.
تعرفه ۲۵ درصدی؛ تهدید واقعی یا ابزار روانی؟
ادعای ترامپ درباره اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، در نگاه نخست میتواند برای بازار صادراتمحور فولاد ایران نگرانکننده باشد. اما بررسی دقیقتر متن فرمان اجرایی و ساختار تجارت خارجی ایران نشان میدهد این تهدید بیش از آنکه اجرایی و عملیاتی باشد، جنبه رسانهای دارد. در متن رسمی فرمان، نه عدد مشخصی ذکر شده و نه دامنه آن بهطور شفاف صادرات غیرنفتی ایران را هدف گرفته است؛ موضوعی که از منظر حقوقی، دست آمریکا را برای اعمال فوری و گسترده چنین تعرفهای میبندد.
از سوی دیگر، شرکای اصلی تجاری ایران در حوزه مواد معدنی و محصولات فولادی، کشورهایی مانند چین، عراق، امارات و افغانستان هستند؛ کشورهایی که یا خود درگیر منازعات تجاری با آمریکا هستند، یا روابط تجاریشان با ایران خارج از کانالهای رسمی و قابل رصد انجام میشود. برای مثال، صادرات سنگآهن و محصولات فولادی به چین، در چارچوب روابطی تعریف شده که آمریکا پیشتر نشان داده توان تقابل تمامعیار با آن را ندارد. بنابراین، در عمل، بازار آهن آلات ایران بیش از آنکه با محدودیت واقعی صادرات مواجه شود، تحت فشار روانی ناشی از بازتولید گفتمان «فشار حداکثری» قرار گرفته است.
رفتار میلگرد و تیرآهن؛ واکنش محتاطانه بازار داخلی
در بازار داخلی، نخستین واکنشها به این فضای مبهم را میتوان در بخش میلگرد مشاهده کرد. طی روزهای اخیر، قیمت میلگرد در اکثر کارخانهها با کاهش بین ۱۰۰ تا ۱۵۰۰ تومان همراه شد؛ کاهشی که بیش از آنکه ناشی از افت تقاضای واقعی باشد، بازتابی از عقبنشینی موقت خریداران و تلاش فروشندگان برای حفظ جریان معاملات بود. ثبات قیمت در برخی کارخانهها نیز نشان میدهد هنوز اجماعی درباره جهت آینده بازار شکل نگرفته است.
تیرآهن نیز رفتاری مشابه اما با دامنه متفاوت از خود نشان داد. کاهش قیمت ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومانی در اغلب مبادی فروش، بیانگر آن است که پروژههای عمرانی و مصرفکنندگان نهایی، در شرایط نااطمینانی سیاسی، ترجیح دادهاند خریدهای خود را به تعویق بیندازند. این تعویق، فشار مضاعفی بر موجودی انبارها وارد کرده و تولیدکنندگان را به تعدیل قیمت سوق داده است، بدون آنکه نشانهای از رکود عمیق یا سقوط تقاضا دیده شود.
ورقهای فولادی؛ ثبات شکننده در انتظار سیگنال بعدی
در بخش ورقهای فولادی، تصویر بازار کمی متفاوتتر است. ورق سیاه در گریدهای ST۳۷ و ST۵۲ در اکثر کارخانهها با ثبات قیمت همراه بود، اما کاهش ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ تومانی محصولات فولاد مبارکه نشان داد حتی در بازاری که ظاهراً آرام است، حساسیت به متغیرهای بیرونی همچنان بالاست. این کاهش محدود را میتوان تلاشی برای حفظ رقابتپذیری و جلوگیری از انباشت تقاضای معوق دانست.
ورق گالوانیزه اما واکنش صریحتری نشان داد و کاهش قیمت ۸۰۰ تا ۲۰۰۰ تومانی در اکثر کارخانهها ثبت شد؛ کاهشی که بخشی از آن به افت تقاضای صنایع پاییندستی و بخشی دیگر به فضای انتظاری ناشی از اخبار سیاسی بازمیگردد. در مقابل، ثبات قیمت ورق روغنی و رنگی نشان میدهد برخی بخشهای بازار هنوز در برابر نوسانات روانی مقاومت میکنند و منتظر شفافتر شدن مسیر مذاکرات و سیاستهای خارجی هستند.
مجموع شواهد نشان میدهد ادعای تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ، دستکم در مقطع فعلی، تأثیر ساختاری و عمیقی بر بازار آهن آلات ایران نداشته است. آنچه امروز در بازار مشاهده میشود، بیشتر ناشی از فضای انتظار، احتیاط و مدیریت ریسک است تا تغییر واقعی در عرضه و تقاضا. همزمانی مذاکرات نیمهتمام و تهدیدهای رسانهای، بازار فولاد را وارد فاز «تعلیق تصمیم» کرده؛ فازی که در آن نوسانات محدود، پراکنده و ناهمگون جای شوکهای شدید را گرفتهاند. در چنین شرایطی، جهت آینده بازار آهن آلات بیش از هر چیز به سیگنالهای سیاسی وابسته است؛ سیگنالهایی که اگر شفاف شوند، میتوانند این ثبات شکننده را یا به مسیر رونق بازگردانند یا وارد فاز رکود عمیقتری کنند.






